تبليغاتX
آیسا

آیسا

سیاسی اجتماعی

حمایت بیش از پانصد دانشجو و فعال اجتماعی و سیاسی از بیانیه جمعی از فارغ التحصیلان دانشگاه زنجان در حمایت از اعتراضات دانشجویان دانشگاه زنجان

از نماد فداکاری و شجاعت، از دانشجوی دختر دانشگاه زنجان،  حمایت کنیم.

 

آن زنی که خود را خبر اول تمام رسانه ها ساخت. آن زنی که در گمنامی بر سر تمام زبان ها افتاد تا نفاق را رسوا کند، آن دختری که بجای بغض فرو خفته تمام دختران مورد تعرض، فریاد کرد و چهره واقعی مدعیان اخلاق و کرامت و مهرورزی را عیان ساخت اینک تحت تعقیب و پیگرد است.

او را به خاطر شجاعت و مقاومتش، بخاطر زن بودن و زن ماندنش  تحت تعقیب و پیگرد قرار می دهند. خبر دستگیری این دانشجو و آزادی او تحت شرایط خاص، نشان از عزم جدی کسانی دارد که می کوشند صورت مسئله را تغییر داده و جایگاه متهم و مجرم را وارونه سازند.

حرکت او بی شک راهگشا برای تمامی کسانی خواهد بود که تا به امروز مقهور تبعیض و سرکوب بوده اند. پویایی او در پیامی است که به ما می دهد: " به مناسبات ظالمانه و مبتنی بر تبعیض و استثمار تن در ندهید" و این پیام تمام دانشجویان معترض دانشگاه زنجان است به تمام کسانی که برای آزادی، برابری، دموکراسی و حقوق بشر مبارزه می کنند.

ما جمعی ازفارغ التحصیلان دانشگاه زنجان ضمن اعلام حمایت از حرکت و خیزش دانشجویان این دانشگاه در راستای احقاق کرامت دانشگاه، نسبت به عواقب برخورد با دانشجویان معترض هشدار می دهیم و خواستار آزادی بدون قید و شرط دانشجوی دختر دانشگاه زنجان هستیم و از تمام تشکل ها و نهادهای مدنی می خواهیم تمام توان  خود را برای حمایت از این دانشجوی شجاع، فداکار و آزاده به کار بندند.

جمعی از فارغ التحصیلان دانشگاه زنجان- تیرماه 87

 

 

اسامی امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا

 

فارغ التحصیلان دانشگاه زنجان:

ابراهیم پورعزیزی،احمد مدادی، اعظم عابدي، الهام عابدی، الهام غفاری، امید مدنی، امیر معراج، امیر حسین صفری، امیر حسین علوی، امیر صفری فر، امین زینالی، جعفر ابراهیمی ازندریانی، حبیب آهکی، حجت منتظری، حسین اسپندی، حسین جعفری درگاهی، حسین رمضانی سراجاری، حمید شیخ علی زاد فرید، دانیال گرزین، داود خداکرمی، داوود عزيزيان، ذکریا احمدی بنکدار، رسول رفیعی، رضا عباسی، سمیه شیخ علی زاد  فرید، سمیه یعقوبی، سینا کیایی، سعید نعیمی، شیدا شاه محمدی، شیرین خاقانی، صغری اروجلو، علی اصغر ذوالقدر، علی بیگدلی، علی رنجی پور، غلامرضا هزاوه، فرهاد جهانیان، فرخنده رحیمی، مدد علي ولوييان، مریم خدنگ، مجتبی سرابی، مجید بی گناه میکال، مجید رحمتی، مجید کریمی، محسن خلفی، مسعود بیننده، مسعود حسینی، مصطفی عباسی، معصومه خلفی، مسعود تاکی، مسعود گلستانی، مهدی عربشاهی، مهدی وفایی، مهران گودرزیار، مهسا امینی، وحیده مولوی، هدی امینیان، یاشار حکاک پور

 

حامیان :

  آتنا میرزایی، آتیه یوسفی، آذر آریا، آذر معصوم خانی، آرام دیل مقانی، آرزو مدنی، آرش آروین، آرش تیموری،آرش ناطقی، آرش نصیری اقبالی، آرمین قهقایی، آزاده خرازی، آزاده فرامرزی ها،آمنه شیر افکن، آنت کاتوزیان، آیدا کنعانی، آینده آزاد، آیدین اخوان ابوالحسن معیری، ابوذر نصیری، احسان رمضانیان، احسان صفایی مقدم، احرار پاسبانیان،احمد ترابی، احمدرضا نامدار، احمد ارجمندی، احمد مطلایی، احمد نجاتی، اختر صحرارو، اختر شیر محمدی، اردلان کاردان،  استدلالی، اسماعیل جمیلی، اشکان جلیلی، افشین پاک مهر، الهام عبادتی، الناز انصاری، الناز ناطقی،  الهام مهین روستا، الهام محسنی، الهی، امانه نصر، امید کلانتری، امیر حسین شکوهی ،امیر عباس صالحی، امیرعباس لواسانی ، امیرفرشاد ابراهیمی، امیر معصومی، امیر حسین بهادری، امیر حسین گنج بخش، ایران سلطانی نوروزی، امیر محمد صالحیان،امیر یعقوبعلی، امین احمدیان، انور میرستار ی بابک مهرپور، بایرام جمشیدی، برزو شکوهمند، برزو کاظمی، برهان فولادوند، برهان میمنت، بهار خاتمی، بنیامین فشمی ، بهاره آقا محمدی، بهاره سعادتی، بهاره فامیلی، بهاره منتجبی، بهاره میرزا حسین، بهاره هدایت، بهزاد توحیدی، به گل باقری، بهناز شکاریار، بهناز مهرانی، بهمن امینی، بهنود آقا براری،بیتا ایرانی، بینا داراب زند  پانته آ شیرازی، پرستو الهیاری، پروانه ناطقی، پروانه وحیدمنش، پرویز قلیچ خانی، پروین اردلان، پروین ذبیحی، پرویز کاظمیان، پریزاد نیرو، پریسا احمدیان،  پریسا پناهی، پریسا کاکایی، پریسا کریمی، پریناز آل احمد،  پژهان مختاری، پوران فرخزاد، پویا حیدرزاده، پیمان آشتیانی،  پیمان لقایی تیرداد لواسانی، تینا رضایی پور جعفر حسين زاده، جلال مالک، جلوه جواهری، جواد حمیدی، جواد قاسم آبادی، جواد مالک، جمشید آیین دار، جمشید آذر نیا، جعفر حسین زاده چیستا جهانگیری حبیب حاج حیدری، حجت داداشی، حسام  منبري، حسام وثوقی، حسن رحیمی بیات، حسن زاهدی، حسن شریعتمداری، حسین رفیعی، حسین علوی، حسین لاجوردی، حدیث جاودانی، حمیده نظامی، حمید بی گناه میکال، حورا وکیلی خدیجه مقدم ، خدیجه مظاهری، خیرالله لقایی، خسرو صدیقی داریوش مجلسی، درسا قربانی راحله حسینی، راحله عسگری زاده، راشین مختاری، راضیه خاتون مردای، رزگار بانه، رسول حسام پور، رضا اغنمی، رضا خراسانی، رضا سلیمانی، رضا داودی، رضا سیاوشی، رضوان مقدم، رکسانا ستایش، روزبه ذبیحیان، روزبه کریمی، رویا سلامتی، رویا محمدی والا   زهرا بی شتاب ، زهرا داوری، زهرا نبی، زهرا واله، زهره اسدپور،  زیبا عنادی، زری شیرازی،  زری قدمگاهی، زهره واله،  زینب پیغمبر زاده،  زینب نعمت زاده، ژیلا ابراهیمی ، ژیلا بشیری ساچلی افلاکی ، سارا جباری برجسته، سارا رحما ندوست،  سارا سرابی، سارا معظمیان، سارا موسوی خویینی ها،  ساره ابراهیمی، ساسان دانش، ساقی لقایی، سالار موسویان، سامان رسول پور، ساناز دریانی، ساناز محسن پور، ساناز میراوغلو، سپیده خواجویی، ستاره نامدار، ستی شریف زاده، سحر حیدی فرد، سحر روان، سحر موسوی نسب،سجاد ابراهیمی،  سعید حبیبی، سعید شیرازی، سعید عماری، سعید کلانکی، سعیده شادابی سعیده غلامی، سمانه شیخ علی زاد فرید، سمانه عابدینی، سمیرا افخمی علیشاه، سودابه اردوان،  سودابه راسخ قاضیانی،سوسن طهماسبی،  سولماز احمری، سولماز خیاطی، سونا قلی زاده، سونیا غفاری، سهیلا شقفی، سیامک اردلان، سیامک طاهری، سیامک فرید، سیاوش خدایی، سیاوش شاهنده،  سیاوش فرجی، سیاوش کوهرنگ، سید سکینه حبیب زاده، سید شیرازی، سیمین وخشوپور شادی حامدی آزاد، شادی صدر، شاهد شاملو، شبنم اسماعیل زاده، شعله ایرانی، شقایق کمالی،شکوفه منتظری،شهاب الدین شیخی، شهاب میرزایی، شهرام لقایی،شهرام میرصادقی،شهرزاد یزدانپور،شهره موحدی،شهلا آریا ،شهلا نوری،شهناز غلامی،شهین قوامی،شیرین مومنی،شیدا کامرانی،شیوا نظرآهاری صابر صادقی ،صبا قادرافشان،صبا نظر آهاری،صدف ابراهیمی،صمد ابراهیمی طاهره خرم، طاهره لاجوردی،طاهره سعادتی عادله رضایی،عباس اردکانی،عباس محمدی،عبدالکریم صفاری نژاد،عطیه حجاریان،عطیه وحید منش،عظمت عفتی،علی افشاری،علی بستانی،علی بیرام زاده،علی پور نقوی،علی تولایی،علی شیخ عطار،علي صمد،علی طایفی،علی محمودی خواه،علی مختاری،علي معظمي،علی شجاعی،علی نیک خواه،علیرضا خامسیان،علیرضا صرافی،علیرضا ناصری،غزل رستم زاده، غزال محسن پور، غلامرضا بختیار ، غلامرضا صادقی ، غلامعباس تیموری فاخته زمانی، فاطمه شیرازی، کبری شیرازی،  لاله شیر محمدی ، فاطمه طهرانی، فاطمه پیغمبرزاده، فاطمه تهرانی، فخری نامی،فراز یکیتا، فرانک خزایی، فرانک فرید، فربد توکلی، فرحناز فر، فرزانه ایل بیگی، فرشاد نجم، فرشاد عباسپور، فرشته شیرازی، فرود سیاوش پور، فروغ سمیع نیا، فرناز اردبیلی، فرناز راجی، فرناز کمالی، فرناز فرضی، فرنوش تهرانی، ،فرنوش عامری، فریبا بایرامی، فریبا داودی مهاجر، فریبرز کاظمی،  فرید چاوشی، فرید شیرازی، فرهاد نیری، فرح امیرارجمند، فرید عبدان کندری قاسم میر جباری، قدسی سرمست كاوه احمدي، کاوه رضایی، کاوه رضائی شیراز، کاوه قاسمی کرمانشاهی، کمال لواسانی ، کاوه مظفری، کبری کریمی، کورش گلنام،  کوهیارگودرزی، کیوان مهجور،  گیتی پورفاضل لادن دادمان ، لیلا بارز، لیلا پرنیان ، لیلا رفیعی ، لیلا طاهری، لیلا محمدی ماژان قوکاسیان، مازیار نانبده،  مازیار سمیعی، مازیار مهرپور، ماشاءالله عباس زاده، ماندانا ضرابی، مجتبی رزمی، محسن چاووشیان، محسن رستمی، محسن میرهاشمی، محمد بهشتی، محمد حسیبی، محمد رضا رضوی، محمد رضوانی، محمد رفیعی، محمد صادقی، محمد غزنویان، محمد مهدی ناهیدی، محمود دستمالچی، محمد کاظم متولی، محمد مهدی حبیبی، محمود کاشانی راد، مرتضی کامرانیان، مریم افشار، مریم افشاری، محبوبه اصغری، محترم مهرجویی، محتشم کاظمی دینان،  مریم امدادی، مهران انصاری، مریم خسروشاهی، مریم شیرازی ، مهران آریا ، مهرنوش بهبودی، مهنام آریا، مریم حسین خواه، مریم رضایی، مریم عطا خرمی، مریم قالیچی ها، مریم کلانتریان، مریم زندی، مریم فولادوند، مریم مالک، مریم محتشمیان، مریم ملک زاده، مریم ناهیدی، مریم یاسمین، مریم یوسفی، مژگان ثروتی، مسعود پارسایی، مسعود مجیری، مسعود ملیح، معصومه صدوق پور، معصومه لقمانی،ملوک عزیز زاده، منوچهر شفائی، منوچهر فرید، منیره کاظمی، مونا عاملی، مهتا صالحی، مهدی افشار نیک، مهدی حیدری، مهدی لاریجانی،  مهران کاظم پور  ، مهران براتی، مهرداد بزرگ، مهرداد درویش پور ، مهرداد مشایخی، مهرشاد ابراهیمی، مهرشاد دهقان، مهرناز خزایی، مهرنوش اعتمادی، مهسا برزو ، مهسا مقدس، مهستی ابراهیمی، مهناز خزایی، میترا بیگدلی، میلاد فدایی اصل، مینا صدیقی نادره عطاء اللهی، نادی ایوبی، نازلی فرخی، نازی اسکویی،  نازی خلیلیان، نازیلا شکوف، ناصر یغمایی، ناهید اسلامیان، ناهید عبدالهی راد،  ناهید کشاورز، نوید محبی، ناصر فرخ، ناصر منصوری، ناصر نیچالانی، ناهید برادران عطار،  ناهید میرحاج، نرگس خسروی، نرگس کشاورزنیا، نسیم سرابندی، نسرین بصیری، نسرین ناطقی، نشمیل احمدپور، نصور نقی پور، نفیسه آزاد،  نگار محسنی، نگار محمدی، نوشین احمدی خراسانی، نوشین جعفری، نوشین خاکی، نوشین شاهرخی، نوشین کشاورزنیا، نوید نوری فر، نیکزاد زنگنه، نیلوفر گلکار، نیلوفر مهدیان، نیما بارز واحید قراباغلی هانیه ابوطالبی، هانیه سلیمی، هایده تابش، هایده قهرمانی، هایده برزگر ، هایده بصیری ، هژیر پلاسچی،هدی کیانی راد،  هلیا شاهمیری، هما قاسمی فرد، هما کاویانی، هوشنگ پاک پور، یاسر شاه ویسی، یاشار گرمستانی، یلدا خدایاری، یاسمن دادور

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:2  توسط رضا عباسی  | 

سلام. یکی از بچه ها بهم گفت:"تو که نمی خواستی وبلاگتو به روز کنی چرا رفتی وبلاگ زدی؟!"

واقعیتش این روزها حوصله هیچ کاری رو ندارم.قضیه دادگاه بچه های زنجان بد جوری ناراحتم کرده.یک سری مشکلات زندگی خصوصیم (البته چون تقریبا همه خبر دارند دیگه نمیشه گفت خصوصی!!)هم باعث شده حسابی منفعل بشم و....

اما اگه خدا بخواد همه چی داره حل میشه.بزودی قراره اتفاقات خوبی تو زندگیم بیفته.شما هم دعاکنین کارها درست بشه.

بزودی بر می گردم.محکم و پرانرژی... ثابت می کنم که هیچ چیز و کسی نمیتونه منو از پا در بیاره.میخوام دوباره متولد بشم.همچنان مغرور و گستاخ.

    

"شناسنامه من یک دروغ تکراریست

هنوز تا متولد شدن مجالم هست

.

.

جهان جنون مرا پاسخی نداده هنوز

به ناگزیر ز دنیا همان سوالم هست

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 21:11  توسط رضا عباسی  | 

سید محمدرضا فقیهی-وکیل دادگستری و دبیر کمیتۀ حقوقی انجمن دفاع از حقوق زندانیان

چهارشنبه مورخ 15 اسفند 1386، آقای عباس لسانی فعال هویت‌طلب آذربایجانی در تماسی تلفنی از زندان شهرستان اهر، خانواده‌اش را از تصمیم مأموران به انتقال وی به مقصدی نامعلوم مطلع می‌سازد. پنجشنبه مورخ 16 اسفند 1386 حوالی ساعت 21، هنگامی که زنگ تلفن منزل آقای لسانی به صدا درمی‌آید، خانواده‌اش در می‌یابند که او به زندان یزد انتقال یافته و موکل قاطعانه اعلام می‌دارد در اعتراض به این اقدام مقامات قضائی و امنیتی دست به اعتصاب غذا زده و اعتصابش را تا سرحد مرگ ادامه خواهدداد. به راستی انتقال زندانی یادشده از زندان اهر واقع در استان آذربایجان‌شرقی به زندان یزد واقع در استان یزد براساس چه توجیه و منطقی صورت پذیرفته‌است؟

ناگزیر از تحلیل حقوقی این واقعه هستیم. مطابق مادۀ 230 آئین‌نامۀ اجرائی سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور مصوب 20 آذر 1384، هر متهم یا محکوم در بازداشتگاه مراکز حرفه‌آموزی و اشتغال و زندانی که در حوزۀ قضائی صادر‌کننده قرار یا حکم قرار دارد نگهداری می‌شود مگر در مواردی که دادگاه صادرکنندۀ حکم براساس قانون، محل دیگری را برای تحمل کیفر تعیین نماید. لذا اصل، نگاهداری متهم یا محکوم در بازداشتگاه یا زندان واقع در حوزۀ قضائی صادرکنندۀ قرار یا حکم است مگر آنکه مرجع قضائی صادرکنندۀ قرار یا حکم، وفق قانون مکان دیگری را برای نگاهداری زندانی تعیین کرده‌باشد. در مانحن‌فیه، دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان کلیبر در حکم یکسال حبس تعزیری صادره علیه آقای لسانی، هیچ اشاره‌ای به زندان واقع در سایر حوزه‌های قضائی بعنوان محلی که نامبرده باید در آنجا تحمل کیفر نماید، نکرده‌بود. مجازات تبعید و یا اقامت اجباری در سایر استانها یا شهرستانها نیز همراه با کیفر حبس، مورد لحوق حکم محکمۀ انقلاب کلیبر قرارنگرفته‌بود تا چنین انتقالی را در چارچوب آن ارزیابی نمائیم. اینطور به نظر می‌رسد انتقال مورد بحث براساس مادۀ 233 آئین‌نامۀ اجرائی فوق‌الاشاره صورت گرفته‌باشد آنجا که مرجع وضع آئین‌نامه مقررداشته:

«در هر مورد که نگهداری محکومان در زندان محلی مخالف مصالح آن شهرستان یا استان باشد، با موافقت مقام‌های قضائی مربوط و تعیین محل انتقال به وسیلۀ ادراۀ کل زندانها با جلب نظر شورای طبقه‌بندی و موافقت دادستان، محکوم منتقل می‌شود.»

به قرار اطلاع آنانی که حضور موکل در زندان شهرستان اهر و استان آذربایجان‌شرقی را برنمی‌تابیده‌اند، با مستمسک قراردادن عنصر مصلحت و با این توجیه که ماندن عباس لسانی در زندان اهر برخلاف مصالح امنیتی آن شهرستان و حتی استان آذربایجان‌شرقی است، با طرح موضوع در شورای تأمین استان یا شهرستان و شاید هم بدون طرح قضیه در آن شورا، موفق به جلب نظر مقامات قضائی ذیربط و مدیران کل سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی استان آذربایجان‌شرقی و یزد و شورای طبقه‌بندی زندان اهر و دادستان عمومی و انقلاب کلیبر شده و نسبت به انتقال زندانی مورد اشاره به یزد اقدام نموده‌اند.

حال پرسش جدی در همین راستا این است که مگر عباس لسانی کدامین اقدام مغایر امنیت استان آذربایجان‌شرقی و شهرستان اهر و یا کدامین تخلف انضباطی را مرتکب گردیده که مستحق چنین برخوردی دانسته‌شده‌است؟

اطلاع واثق دارم که بجهت حُسن رفتار موکل در زندان اهر، رئیس زندان مذکور و شورای طبقه‌بندی آن زندان و حتی دادستان اهر با درخواست مرخصی مشارالیه موافقت داشته و هیچ تخلفی را از وی مشاهده و گزارش نکرده‌بودند.

آیا به‌راستی یک زندانی در پشت میله‌های زندان از چنان قدرتی برخوردار است که بنحو بالقوه امنیت استان و شهرستان محل گذران دوران محکومیتش را به مخاطره انداخته‌است؟

بنابراین ذهن نمی‌پذیرد به صرف ادعای برخی از مقامات قضائی و یا امنیتی مبنی بر تهدید امنیت حوزۀ قضائی مربوط از ناحیۀ زندانی مذکور، بتوان چنین تصمیماتی اتخاذ و به مرحلۀ اجراء درآورد و هر اقدام حقوقی و قانونی، پایه و اساس استوار و محکم و محکمه‌پسند لازم دارد. از طرف دیگر، انتقال موکل از زندان اهر به زندان یزد در شرائطی صورت می‌گیرد که ظاهراً مقامات ذیمدخل در قضیه به منطوق تبصرۀ یک مادۀ 234 آئین‌نامۀ سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور اعتنا و توجهی نداشته‌اند آنجا که تبصرۀ مزبور مقرر می‌دارد:

«سازمان باید ترتیبی اتخاذ نماید که محکومان با درخواست شخصی، در نزدیکترین زندان محل سکونت خانوادۀ خود تحمل کیفر نمایند. بدیهی‌است مراجع قضائی نیز در این مورد اقدامات لازم را برای اعطای نیابت قضائی، معمول خواهندداشت.»

یعنی نه تنها اجازه داده‌نشده که زندانی، عباس لسانی، در نزدیکترین زندان محل سکونت خانواده‌اش (زندان اردبیل) تحمل حبس نماید، بلکه حضور وی در زندان اهر نیز تحمل نشده و او را به جائی منتقل کرده‌اند که خانواده‌اش برای دیدار با وی ناگزیر از طی مسافتی افزون از 1300 کیلومتر راه هستند.

آیا کوشش و اهتمام در حفظ روابط و علائق خانوادگی زندانی که در مادۀ 237 آئین‌نامۀ پیش‌گفته، در زمرۀ وظائف سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور و مددکاران آن سازمان قرارداده‌شده، صرفاً سخنی و شعاری بیش نیست یا اینکه تکلیفی قانونی است؟

برای نگارنده روشن نیست چرا در اقدامات ناصواب، گوی سبقت را از دیگران می‌ربائیم و همواره سعی در بدعت نهادن روشها و اقدامات مغایر حقوق و کرامات ذاتی زندانیان اعم از محکومان و متهمان می‌نمائیم و در حسنات و خیرات پیشقدم نمی‌شویم.

از اینرو شایسته است قوۀ قضائیه نسبت به الغاء مادۀ 233 آئین‌نامۀ سازمان زندانها اقدام و باب مصلحت‌سنجی‌های اینچنینی را برای همیشه مسدود سازد. و از ریاست محترم آن قوه می‌خواهم دستور بازگرداندن جملگی زندانیانی که بر طبق مادۀ اخیر به سایر حوزه‌های قضائی منتقل‌شده لکن انتقال آنان فاقد توجیه حقوقی و قانونی کافی بوده، از جمله موکل [عباس لسانی] را صادر فرمایند.

سید محمدرضا فقیهی

وکیل دادگستری و دبیر کمیتۀ حقوقی انجمن دفاع از حقوق زندانیان
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 19:9  توسط رضا عباسی  | 

ساوالان سسی :

آقاي عباس لساني فعال برجسته آذربايجاني اينک بصورت خودسرانه توسط مقامات ايراني تبعيد شده است. اکنون معلوم شده که وي به زندان يزد شهري در مرکزايران و بسيار دور از اردبيل زادگاه آقاي لساني در آذربايجان ايران فرستاده شده است. وي در حال گذراندن دوره دوازده ماهه زندان خود در زندان شهر اهر در نزديکي زادگاه خود بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 20:56  توسط رضا عباسی  | 

·         اغلب زندانيان ما را به اين قصد تحت فشار مي‌گذارند كه از آنان اعترافات كذب ويا مصاحبه‌هاي تلويزيوني در رد اعتقادات و اظهار ندامت از فعاليتهاي فرهنگي يا اجتماعي، سياسي‌شان بگيرند،‌ غافل از اينكه چنين اعترافات و مصاحبه‌هايي حتي اگر صورت هم گرفته باشد،‌ پشيزي ارزش نخواهد داشت.

·         اين گروه زندانيان جنبش ملي آذربايجان همگي از مدافعين حقوق بشر از جمله حقوق ملي (قومی)، حقوق زنان و آزاديهاي دموكراتيك هستند.

خبر:

به دعوت كانون مدافعين حقوق بشر روز سه‌شنبه 16 بهمن ماه 1386 يك كنفرانس مطبوعاتي با حضور خبرگزاري‌هاي داخلي و خارجي در محل كانون در تهران برگزار شد.

در اين كنفرانس سركار خانم شيرين عبادي و آقايان مهندس عليرضا صرافي، ‌مسعود كردپور،‌ عليجاني،‌ عبدالفتاح سلطاني سخنراني كردند، همچنين برادران دوتن از زندانيان بنامهاي آقاي ابراهيم لطف‌الهي و زهرا بني‌يعقوب كه در زندانهاي سنندج و همدان به طرز مشكوكي در داخل زندان فوت كرده‌اند، نيز گزارشي درباره وضعيت آنان قبل و بعد از دستگيري ارائه و ادعاي خودكشي آنان را قويا تكذيب نمودند.

مهندس صرافي در سخنراني خويش به موارد نقض حقوق زندانيان سياسي در آذربايجان اشاره نمودند و آمار و اطلاعاتي از روند رو به رشد فشار ارگانهاي امنيتي بر فعالين جنبش آذربايجان ارائه كردند.

وي گفت كه از خرداد 1385 گروههاي كثيري از فعالين آذربايجاني دستگير شده و برخي از آنها مدتها بدون محاكمه در زندان به سر برده‌اند، ‌وي با اشاره به اينكه بر اساس اطلاعاتي كه به دستشان رسيده اكنون قريب به بيست تن (از جمله سعيد و عليرضا متين‌پور، ليلا حيدري،‌ بهروز صفري،‌ جليل غني‌لو،‌ عباس لساني و...) در زندان به سر مي‌برند، اظهار داشت اينان عمدتا به جرم شركت در تظاهرات خرداد 1385 و يا در اعتراض به سيستم غيرعلمي سوادآموزي در مهر ماه آنسال و هم چنين شركت در بزرگداشت روز جهاني زبان مادري در 21 فوريه (2 اسفند) كه از سوي يونسكو براي تكريم و احترام به زبانهاي مادري مردم جهان تعيين شده،‌ به‌نحو كاملا غيرقانوني، بدون حكم جلب و بدون ذكر عنوان اتهامشان بازداشت شده‌اند، برخي از آنان هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم و توهين قرار گرفته‌اند، خانواده‌ي اغلب آنان تهديد شده كه در صورت رسانه‌اي شدن خبر دستگيري، جرم زنداني بيشتر خواهد شد!!

مهندس صرافي اضافه كردند كه اكثريت اينان بطور غيرقانوني در سلولهاي انفرادي زنداني شده‌اند، ‌چنانچه سعيد متين‌پور به تنهايي متجاوز از 200 روز (هفت ماه) را در انفرادي بسر برده و در اين مدت اجازه ملاقات با احدي نداشته و مانند اغلب هم‌سنگران خويش تا به حال اجازه گرفتن وكيل نيز نداشته و اصولا تا بحال موارد اتهام ايشان و بسياري از فعالين سياسي دربند آذربايجاني به درستي تفهيم نشده است.

احكام عجيب‌وغريبي نيز در آذربايجان صادر مي‌شود به جز زندان و تبعيد و جزاي نقدي (و خلع لباس براي روحانيون) و.... در چند مورد حكم شلاق داشته‌ايم، ‌اين حكم در مورد چند فعال اجرا شده است،‌ بدين ترتيب جلوه‌اي از يك فرهنگ قرون وسطي‌يي را در برخورد توهين‌آميز ‌با يك انسان مبارز را به نمايش ‌گذاشته ميشود.

از متهماني كه اخيرا به قيد وثيقه آزاد شده‌اند وثيقه‌هاي بالاي يكصدميليون‌ توماني خواسته‌اند كه اين در مورد فعالين زنجاني به اوج خويش يعني به پانصدميليون تومان (در مورد سعيد متين‌پور) رسيده در حاليكه خانواده اينان به هيچوجه امكان تامين چنين وثائقي را ندارند.

موارد شكنجه جسمي و روحي نيز به وفور در زندانها اتفاق افتاده، مواردي از شكسته‌شدن انگشتان دست و آثار ضرب‌وشتم روي پوست بدن زندانيان ديده‌شده، محل سلولهاي انفرادي به‌غايت غيربهداشتي‌ست و به انحاء مختلف زندانيان تهديد مي‌شوند كه اعضاي خانواده آنان را به زندان آورده و شكنجه خواهند كرد.

فشار وارده روي اعضاي خانواده در برخي موارد دست كمي از فشاري كه روي خود زنداني مي‌آيد ندارد. وقتي براي دستگيري خانم شهناز غلامي فعال در جنبش زنان و جنبش ملي آذربايجان به خانه او در تبريز مراجعه مي‌كنند و روزي ديگر منزل او‌ را با خشونت مورد تفتيش قرار داده و كتاب‌ها و نوشتجات او را با خود مي‌برند،‌ فشار عصبي كه به تنها فرزند دهساله‌ي او حسنا وارد ميايد، باعث ايجاد تشنج عصبي در اين دختر بچه معصوم مي‌شود،‌ آنان در چنين شرايطي اين دختر دبستاني را كه تنها سايه مادر بر سر اوست، بي‌سرپرست رها مي‌سازند ، قابل ذكر است كه حسنا هم‌اكنون نيز بعد از گذشت چندين ماه تحت معالجه پزشك اعصاب و روان قرار دارد.

خانم ليلا حيدري همسر بهروز صفري كه در شهريورماه امسال براي ملاقات با همسرش به زندان رفته بود، در حين ملاقات دستگيرشده و تا كنون نيز بدون تفهيم اتهام و بدون اجازه گرفتن وكيل در زندان اوين به‌سر مي‌برد، گزارش‌هاي رسيده حاكي از آن است كه اين زوج مبارز را در مقابل چشمان همديگر مورد ضرب و شتم و شكنجه قرار داده‌اند.

اغلب اين زندانيان را به اين قصد تحت فشار مي‌گذارند كه از آنان اعترافات كذب ويا مصاحبه‌هاي تلويزيوني در رد اعتقادات و اظهار ندامت از فعاليتهاي فرهنگي يا اجتماعي، سياسي‌شان بگيرند،‌ غافل از اينكه چنين اعترافات و مصاحبه‌هايي حتي اگر صورت هم گرفته باشد،‌ پشيزي ارزش نخواهد داشت.

اخيرا سازمان عفو بين‌الملل در مورد اين زوج مبارز و ساير مبارزين آذربايجاني بيانيه‌هايي صادر كرده و نگراني خود را از شكنجه مبارزين آذربايجاني كه به خاطر فعاليت‌هاي صلح‌آميز خود به نفع جامعه آذربايجاني ابراز داشته است.

مهندس صرافي اضافه كرد علاوه بر اين گروه زندانيان كه همگي از فعالين جنبش ملي آذربايجان و از همگي از مدافعين حقوق بشر از جمله حقوق ملي، حقوق زنان و آزاديهاي دموكراتيك هستند،‌ چهار زنداني منسوب يك فرقه‌ي مذهبي نيز از قزلباشان آذربايجان (به عبارت ديگر علوي يا گوران) كه همگي از اهالي روستاي اوچ‌تپه مياندوآب هستند نيز هم اكنون در زندان اورميه به سر ميبرند.

مهندس صرافي در پايان سخنان خويش اظهار كرد كه متاسفانه طرف مقابل ما تا حدودي موفق شده است با تبليغات كذب كليه فعالين جنبش ملي آذربايجان را تجزيه‌طلب و پان‌تركيست افراط‌گرا، معرفي كرده، ذهن برخي از فعالين سياسي و اجتماعي را در مركز و ساير نقاط كشور مشوش و منحرف سازد، حال آنكه لذا اخبار جنبش و موارد نقض حقوق بشر در آذربايجان در بسياري از موارد مورد بايكوت قرار مي‌گيرد.

وي با تشكر از مسئولين كانون مدافعين حقوق بشر از اقدام در برگزاري اين كنفرانس مطبوعاتي در مورد بازداشتهاي خودسرانه و نقض حقوق بشر در مورد زندانيان سياسي، ‌اظهار اميدواري كرد كه من بعد آذربايجان نيز آنچنان كه شايسته‌اش است در مركز دقت رسانه‌ها باشد.

پس از اتمام كنفرانس مطبوعاتي مهندس صرافي چندين نسخه يك جلد گزارش كه حاوي متن آخرين بيانيه‌هاي سازمان عفو بين‌الملل و گزارش‌هاي يكماه اخير كميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان (آسمك) در مورد وضعيت زندانيان سياسي آذربايجان را تقديم سركار خانم شيرين عبادي و تعدادي از خبرگزاري‌هاي خارجي نمودند.

خانم شيرين عبادي نيز اظهار اميدواري نمودند كه فعالين آذربايجاني من بعد كليه موارد نقض حقوق بشر در آذربايجان را به اطلاع كانون مدافعين حقوق بشر برسانند تا از سوي اين کانون نيز مورد پيگيري قرار گيرد..

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 18:5  توسط رضا عباسی  | 

 

 

 

 


واحید قاراباغلی

vahidqarabagli@gmail.com

 

پنج فعال آذربایجانی از جمله سعيد متين پور، عليرضا متین پور،جلیل غنی لو، بهروز صفری و همسر وی ليلا حیدری برای ماههاست که در شرایط بلاتکلیفی در زندان اوین تهران بسر می برند.

نزدیک به ۹ ماه (از هفته اول خرداد ۸۶) از بازداشت "سعید متین پور" روزنامه نگار و فعال حقوق بشری، "جلیل غنی لو" و " بهروز صفری" از فعالان اجتماعی و ۶ ماه هم از دستگیری عليرضا متين پور، برادر سعید متین پور و خانم ليلا حیدری همسر بهروز صفری (در هفته اول شهريور ) سپری می شود.

هر پنج نفر کماکان همچنان بدون محاکمه، تفهیم اتهام و بدون اجازه برای گرفتن وکیل در بازداشت موقت بسر می برند.

در این میان انتشار اخباری مبنی بر آزار و اذیت افراد یاد شده، طرز برخورد با عدم پاسخگو بودن دستگاه قضایی موجی از نگرانی را در بین خانواده های آنها رقم زده است.

در خصوص وضعیت آزار و اذیت فیزیکی و روانی فعالین در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران، اطلاعات موثقی از طرف فعالین آزاد شده و همچنین خانواده های زندانیان انتشار یافته است.آنها موارد بسیاری از آزار و اذیت ازجمله شکنجه به منظور اخذ اعترافات اجباری را گزارش داده اند.

زندانیان در ملاقات با خانواده های خود اظهارداشتند که مقامات رسمی آنها را وادار به بازجویی های 24 ساعته، بی خوابی و به اینکه خانواده هایشان صدمه خواهند دید، تهدید کرده اند.

بر اساس اظهارات خانواده های آقایان سعید متین پور، علیرضا متین پور، بهروز صفری، جلیل غنی لو و خانم لیلا حیدری در مدت بازداشت چندین ماهه شان بصورت مداوم و بشدت تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته اند٬ بطوریکه بارها بیهوش شده و به بیمارستان منتقل گردیده اند.

یکی از آزاد شدگان آزار و اذیت های روانی و جسمی خود و سایر بازداشت شدگان توسط بازجویانش در بند 209 اوین را چنین تشریح می کند:

آنها با رکیک ترین الفاظ به ما ، خانواده هایمان و ملت آذربایجان توهین می کردند، روزهای متوالی زیرضربات سنگین مشت و لگد قرار می دادند، درباره عزیزانمان به ما اخبار دروغ می دادند

علیرغم اینکه ماهها از زمان دستگیری این فعالین می گذرد در طی این مدت نزدیکانشان مراجعات مستمری به دادگاه انقلاب و اداره اطلاعات داشتند ولی تا به حال مراجعات آنها برای آزادی فرزندانشان بی نتیجه بوده.هر بار به دادگاه انقلاب مراجعه کرده اند، به آنها گفته شده که بروید 2 هفته دیگه مراجعه کنید و این جواب آنها بیش از ۸ ماه است که مرتبا تکرار می شود.

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:19  توسط رضا عباسی  | 

 سعید متین پور که از ۲۲۸ روز پیش در بازداشت موقت و در وضعیت بلاتکلیفی در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود از روحیه بسیار بالایی برخوردار است.

این مطلب را علی عزیزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت پس از آزادی از زندان عنوان کرده است.

علی عزیزی که در حال حاضر نایب دبیر دفتر تحکیم وحدت می باشد 13 آبان ماه با یورش نیروهای امنیتی به منزل پدریش بازداشت و روانه بند 209 زندان اوین شد

وی که پس از تحمل 63 روز به تازگی از زندان رهایی یافته است چند روز آخربازداشت خود را در یکی از سلولهای چند نفره بند 209 اوین همراه با سعید متین پور به سر برده است.بنا به گفته ایشان سعید پس از تحمل 205 روز زندان انفرادی توام با شکنجه های روحی و جسمی شدید از روحیه بسیار بالایی برخوردار بوده است و همواره به هم بندان خود روحیه و امیدواری می داده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 19:22  توسط رضا عباسی  | 

بر اساس خبر رسیده به وبلاگ حق خانواده زندانیان سیاسی آذربایجان "سعید متین پور"،"جلیل غنی لو"،"علیرضا متین پور"،"بهروز صفری"و "لیلا حیدری"روز دوشنبه دهم دی ماه 1386 در زندان اوین با آنها ملاقات کردند.

بر اساس اظهارات این خانواده ها به غیر از خانم لیلا حیدری، دیگر زندانیان پس از ماهها به بند عمومی زندان اوین منتقل شده اند.

همچنین به گفته خانواده این زندانیان، طی مدت بازداشت آنها به طور مداوم تحت شکنجه های جسمی و روحی شدید قرار گرفته اند بطوریکه در اثر این شکنجه ها آنها بارها بیهوش شده و به بیمارستان منتقل شده اند.

سعید متین پور که از 4 خرداد در بازداشت به سر می برد به مدت 45 روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر زنجان در مکانی تاریک و غیر بهداشتی به طور مداوم شکنجه شده است.وی در مجموع 205 روز در سلول انفرادی نگهداری است. سعید به همسرش گفته است که از شهریورماه برای او قرار وثیقه صادر شده است ولی ماموران به وی اجازه نداده اند این مطلب را به خانواده اش اعلام نماید.

همچنین بهروز صفری نیز که از اواسط خرداد در بازداشت به سر می برد در بازداشتگاه ادراه اطلاعات و بند 209 اوین تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفته است. مامواران چندین بار وی و همسرش لیلا حیدری را در حضور هم شکنجه کرده اند.

لازم به ذکر است که در دو هفته گذشته آقایان عبدالله عباسی ، ایلقار مرندلی ، صالح کامرانی ، میر قاسم سیدین زاده و محمد نصرتی با تودیع وثیقه های سنگین از زندان آزاد شده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 18:15  توسط رضا عباسی  | 

 
 

ادوارنیوز: روز جمعه 23 آذرماه 1386 جمع کثیری از فعالین قومی،نماینگان سازمان مجاهدین اسلامی شاخه زنجان،اعضای ادوار تحکیم وحدت شعبه زنجان،اعضای انجمن اسلامی و جمعیت اسلامی دانشگاه زنجان با خانواده های سعید متین پور و جلیل غنی لو _زندانیان سیاسی آذربایجان_دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدار که در یک فضای بسیار صمیمی برگزار شد ابتدا رضا عباسی ضمن خوش آمد گویی به حاضران لزوم چنین ملاقاتها با خانواده زندانیان سیاسی را یادآورشد.وی گفت:"در شرایط حاضر وظیفه تک تک ماست که همراهی و همدلی خود را با خانواده دوستان دربند خود داشته باشیم و این می تواند موجبات دلگرمی و امیدواری این خانواده ها را در پی داشته باشد." رضا عباسی اظهار امیدواری کرد که فعالین سیاسی و حقوق بشر بیش از این با خانواده های زندانیان سیاسی در ارتباط باشند و چنین اقداماتی در قبال خانواده سایر زندانیان سیاسی آذربایجان نیز صورت گیرد.



سپس عطیه طاهری همسر سعید متین پور با انتقاد از عملکرد گروهها و جریانات سیاسی اصلاح طلب در رابطه با جنبش های اجتماعی همچون جنبش هویت طلبی در آذربایجان(حرکت ملی آذربایجان) گفت:"احزاب و گروههای سیاسی که خود را اصلاح طلب می نامند ماهیت خود را نشان داده اند ودیگر هیچ اعتمادی به آنها نمی توان کرد."طاهری افزود: چریانات سیاسی که خود را مدافع حقوق شهروندی نیز می نامند چگونه است که در برابر ظلم هایی که در حق زندانیان تورک می شود چنین سکوت پیشه کرده اند.و این رفتار دوگانه آنها نشانگر عدم اعتقاد آنها به شعارهایشان است.خانم طاهری اضافه نمود:سکوت هر کسی که خود را مدافع حقوق بشر و حقوق شهروندی میداند خیانت به تمامی ارزشهای انسانی است و مطمئنا چنین افرادی جایی در بین ملت نخواهند داشت.

عطیه طاهری در ادامه به افراد و جریانات سیاسی که توان دفاع از حقوق مردم را ندارند توصیه کرد که مردم را به حال خود رها کنند چرا که در این صورت مردم بهتر خواهند دانست که ار حقوق خود چگونه دفاع نمایند.



در ادامه دکتر ندیم به نمایندگی از فعالان شهر میانه به ایراد سخنرانی پرداخت.وی با ذکر این نکته که حضور جمع کثیری از فعالان سیاسی در فضای کنونی نشان از حساسیت آنها نسبت به وضعیت زندانیان دارد خطاب به خانواده های سعید و جلیل گفت:"شما خود را نباید تنها بدانید.چرا که امروز بسیاری همواره به یاد دوستان دربندمان و شما خانواده های عزیز هستند ودر راه آزادی زندانیان سیاسی آذربایجان مطمئنا کسی کوتاهی نخواهد نمود."



نماینده ادوار تحکیم وحدت شعبه زنجان نیز سخنران بعدی بود که وی نیز احزاب و گروههای مرکز را مورد نکوهش قرار داد و با بیان اینکه در پرونده مربوط به سعید متین پور و جلیل غنیلو از جانب اکثر فعالان و گروههای سیاسی اقدامی صورت نگرفته است گفت:"این پرونده هم برای حکومت و هم برای گروههای سیاسی مایه شرمندگی است."

نماینده ادوار تحکیم آقای مدادی افزود:حکومت با نگهداری غیر قانونی و شکنجه این دو زندانی ماهیت استبدادی خود را به خوبی نمایان ساخت.



سپس نماینده دفتر انجمن اسلامی دانشگاه زنجان طی سخنان کوتاهی و با اشاره به اینکه کسی نباید به خاطر ابراز عقیده زندانی گردد خواستار پایان دادن به بازداشت غیر قانونی زندانیان سیاسی آذربایجان شد.



نماینده جمعیت اسلامی دانشگاه زنجان نیز با ذکر این مسئله که چنین دیدارهایی باید پیش از این صورت می گرفت خواستار تلاش مضاعف فعالین حرکت ملی جهت آزادی زندانیان سیاسی آذربایجان گردید و گفت:"این تنها خود ماییم که باید برای دوستانمان کاری انجام دهیم."



در ادامه این دیدار در منزل جلیل غنی لو ؛پدر جلیل ضمن تشکر و قدرانی از دوستان و همفکران سعید که در مدت بازداشت غیر قانونی وی آنها را تنها نگذاشته اند به این نکته اشاره نمود که فرزندش تنها به خاطر دفاع از زبان مادری در بازداشت است و مرتکب هیچ جرمی نشده است.وی با اشاره به اینکه این حق جلیل است که از هویت خود دفاع نماید آزادی سریع فرزندش را خواستار شد.



در پایان نیز توکل غنی لو برادر جلیل طی سخنان مبسوطی به تشریح وضعیت موجود جامعه پرداخت و با اعلام نارضایتی از شیوه در پیش گرفته شده توسط دولت در مواجه با جنبش هویت طلبانه تورکها گفت:"متاسفانه دستگیری های غیر قانونی در کشور ما به یک سنت تبدیل شده است و هر کسی که حق خود را می خواهد به زندان محکوم است."

غنی لو با انتقاد شدید از برخی از فعالین سیاسی و افراد مطرح در اپوزیسیون داخلی گفت:"وقتی که برخی از افرادی که اتفاقا خود را به نوعی منتقد دولت و طرفدار حقوق مردم میدانند نسخه سرکوب حرکت ملی آذربایجان را تجویز می نمایند و به طور غیر مستقیم به دستگاه امنیتی برای سرکوب این حرکت خط می دهند دیگر از وزارت اطلاعات چه انتظاری می توان داشت؟"



دیدار از خانواده های سعید متین پور و جلیل غنی لو که برای اولین بار در چنین سطحی در شهر زنجان صورت می گرفت با تاکید بر این نکته که فعالیت تمامی فعالین سیاسی و حقوق بشر برای آزادی زندانیان سیاسی پس از این باید فزونی یابد در شامگاه روز جمعه به پایان رسید.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 19:54  توسط رضا عباسی  | 


علیرضا جوانبخت قولونجو - سخنگوی آسمک

 

به جرأت می گویم که حرکات هویت طلبانه تورکهای آذربایجان از جهت مخالفت جدی با خشونت و تکیه بر موازین بین المللی حقوق بشر نه تنها سرآمد تمام حرکتهای غیر مرکزگرا در ایران است بلکه برتری آن بر حرکتهای مرکزگرا از جمله حرکات موسوم به اصلاحات نیز کاملا محسوس می باشد. در حقیقت نفس مبارزه برای به دست آوردن هویت ملی و حقوق زبانی نیز بیشتر ماهیت حقوق بشری دارد تا سیاسی.

و پر واضح است که طرفداران خشونت نیز این واقعیت را به خوبی دریافته اند. به عنوان مثال از نخستین روزهای تأسیس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک ـ که از قدیمی ترین تشکیلاتهاب دفاع از حقوق بشر در داخل ایران است ـ در سال ۱۳۸۱ تا کنون٬ اعضاء و همکاران آن خصوصا عضوهای مؤسس آن را مورد تهدید٬ بازداشت٬ شکنجه و فشارهای گوناگون قرار داده اند. به طور کلی اکثریت زندانیان سیاسی آذربایجان را روزنامه نگاران٬ نویسندگان٬ شعرا٬ هنرمندان٬ همکاران نشریات دانشجویی٬ اعضای مؤسسه های فرهنگی و غیر دولتی و فعالان مدنی و فرهنگی تشکیل داده اند.

بعد از رهایی رضا عباسی روزنامه نگار زنجانی و عضو هیأت مؤسس آسمک از حبس یازده ماهه در زندان زنجان در بهار ۱۳۸۶ ٬ چندین چهره مطرح از مدافعین حقوق زندانیان آذربایجانی توسط دستگاههای امنیتی دستگیر شده و مورد شکنجه قرار گرفته اند. سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر زنجانی٬ عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه و مدافع حقوق زندانیان آذربایجانی٬ صالح کامرانی وکیل مدافع و ایلقار مرندلی (یعقوب سالکی نیا) روزنامه نگار و از بنیانگزاران آسمک٬ هم اکنون بدون دسترسی به وکیل در بند ۲۰۹ زندان اوین سر می برند.

سعید متین پور شب چهارم خرداد ۱۳۸۶ در حالیکه به همراه همسر خود از یکی از خیابانهای زنجان عبور می کرده به طرزی غیر معمول دستگیر شد. در حالیکه اخبار نگران کننده ای در مورد شکنجه او جهت گرفتن اعتراف مقابل دوربین به گوش می رسید٬ برادرش علیرضا هم در ششم شهریور ۱۳۸۶ بازداشت شد.

سعید متین پور قبلا هم به جرم شرکت در تجمع روز جهانی زبان مادری (۲۱ فوریه ۲۰۰۶) بازداشت شده بود. او مقالات متعددی در حمایت از زندانیان سیاسی نوشته است.

همسر وی در نوشته ای که در تاریخ ۱۷ آدرماه به مناسبت دویست امین روز بازداشت همسرش در سایت ادوار تحکیم وحدت (ادوارنیوز) منتشر کرده٬ به بازداشت طولانی مدت در انفرادی و بدون تفهیم اتهام همسرش اعتراض کرده است: "طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فقط یک شبانه روز می توان متهم را بدون تفهيم اتهام در زندان نگه داشت . این در حالی ست که همسرم سعید متین پور ۲۰۰- امین روز از انفرادی را همراه با شکنجه های سخت با هدف اعتراف به جرمی که مرتکب نشده است سپری می کند."

خانم عطیه طاهری همچنین در خصوص عدم حمایت کافی از طرف گروههای مدافع حقوق بشر چنین می نویسد: "در عجبم که چرا صدایی به اعتراض بلند نمی شود؟ متاسفانه جریانات روشن فکری و احزاب سیاسی در ایران از جنبش های هویت طلب از جمله جنبش های زنان، اقوام ،کارگری و... چندین گام فاصله دارند. اگر حاکمیت اقتدارگرا مدام دموکراسی خواهی روشنفکران و سیاستمداران را بی بند وباری ترجمه می کند، آنها نیز با همان انگیزه و منطق جنبش زنان را به ترویج چندشوهری وجنبش کارگران را به گرایشات مارکسیستی و جنبش اقوام را به تجزیه طلبی متهم می کنند."

خانم طاهری در این نوشته٬ همچنین از شکنجه و تحت فشار قرار گرفتن همسرش جهت اعتراف دادن به جرم ناکرده خبر داده است: "خدایا اکنون ۲۰۰ روز است که همسرم سعید در انفرادی ست، شکنجه می شود، بی خوابی می کشد، تحقیر می شود، روی آفتاب را نمی بیند، از او می خواهند جرم ناکرده را به گردن بگیرد، فیلم پر کند و ... ۲۰۰ روز است که از او بی خبرم نمی دانم چه بلایی به سرش می آورند نمی دانم از او چه می خواهند."

سعید متین پور به همراه دیگر محبوسین هویت طلب زنجانی (جلیل غنی لو٬ بهروز صفری٬ لیلا حیدری و علیرضا متین پور) از حدود یک هفته پیش از بازداشتگاه اطلاعات و زندان صفرآباد زنجان دوباره به زندان اوین تهران منتقل شده اند. سعید متین پور تمام بیش از ۲۰۰ روز مدت حبس را در انفرادی گذرانده و در اختیار مأمورین وزارت اطلاعات بوده است.

صالح کامرانی ۳۴ ساله و وکیل دادگستری آذربایجانی شب شنبه ۲۷ مرداد از یک مجلس عروسی در شهرستان کرج توسط نیروهای امنیتی ربوده و به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال داده شد.

صالح کامرانی از زمان دانشجویی فعالیتهای مدنی خود را آغاز کرده است. هنگامی که به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز مشغول بود٬ با نشریات دانشجویی "خاک پاک"، "ایران آزاد" و "کویر" همکاری داشته است. او همچنین در این سالها به عضویت حزب "اراده ملت ایران" درآمد. کامرانی وکالت برای هویت طلبان آذربایجانی را از اوائل سال ۱۳۸۰ با پذیرش وکالت هفته نامه توقیف شده شمس تبریز٬ علی حامد ایمان مدیر مسئول و محمد رضا لوائی سردبیر هفته نامه آغاز کرد. به گفته خود صالح کامرانی او با دفاع خود بیست و دو مورد اتهام نشریه را به دو مورد تقلیل داده است.

کامرانی در زمستان ۱۳۸۱ با حزب اراده ملت ایران و به همراه احمد حکیمی پور با شعارهای٬ "دفاع از حقوق شهروندی"٬ "توسعه پایدار"٬ "عدم  تمرکزگرایی"٬ "آزادیهای مدنی" و "دفاع از حقوق ملتهای تحت ستم" به عنوان کاندیدای انتخابات شورای شهر تهران به فعالیتهای تبلیغاتی پرداخت. 

او وکالت نزدیک به ده فعال حرکت ملی آذربایجان از جمله غلامرضا امانی را ـ که به علت فعالیتهایش در چارچوب حرکت ملی آذربایجان ولی با اتهامات کذایی در حبس بود ـ  و همچنین چند فعال حقوق ملتهای ایرانی از جمله یوسف عزیزی بنی طرف نویسنده و روزنامه نگار عرب را بر عهده داشته است. او همیشه از طرف وزارت اطلاعات تهدید میشد که از پذیرش پرونده های فعالان سیاسی آذربایجانی امتناع کند.

کامرانی همچنین به علت آنکه در برخی از مصاحبه های خود با خبرگزاریها و مطبوعات بسیاری از قوانین حقوقی جمهوری اسلامی در زمینه مطبوعات٬ زندانیان سیاسی٬ انتخابات و ... را نا کارآمد ارزیابی کرده٬ تحت فشار قرار داشته است.

صالح کامرانی روز ۲۴ خرداد ۱۳۸۵ و بعد از اعتراضات و تظاهرات گسترده در سراسر آذربایجان و تهران بازداشت و پس از تحمل فشارهای فراوان در زندان اوین تهران در تاریخ ۲۷ شهریور همان سال به قید وثیقه آزاد گشت.

در گزارش بیستم دسامبر۲۰۰۶ سازمان عفو بین الملل در رابطه با صالح کامرانی و همچنین فشارهای وارده بر این فعال حقوق بشر در طول سه ماه بازداشت در زندان اوین چنین آمده است: 

"سازمان عفو بین الملل بر این عقیده است که وی فقط به خاطر فعالیتهایش به عنوان یک وکیل در دفاع از آذربایجانی های ایران و سایرین و همچنین به خاطر فعالیتهای صلح جویانه اش در زمینه حقوق بین المللی٬ برای آزادی بیان و به خاطر حمایت از حقوق بسیار مهم جامعه آذربایجانی های ایران بازداشت شد. سازمان عفو بین الملل همچنین نگران این است که صالح کامرانی و خانواده اش از موقع آزادی او مدام توسط مقامات ایران مورد آزار و اذیت واقع شده است. همچنین او از ادامه شغل خویش منع شده است... صالح کامرانی در یک سلول انفرادی حبس می شد و بنا به گزارشهای رسیده مورد شکنجه های روحی و روانی قرار می گرفت. از جمله او را تهدید به دستگیری همسرش می کردند. همچنین وی را از خوابیدن منع می کردند من جمله طبق گزارشهای رسیده بارها موقع نصف شب او را برای بازجوییهای طولانی احضار می کردند . او مجموعاً ۹۷ روز در سلول انفرادی بود، اما گفت که گهگاهی زندانیان دیگری را به سلول او می آوردند تا او نتواند در دادگاه شکایت کند که با دیگران نگهداری نمی شد... صالح کامرانی از یک دریچه قلب معیوب رنج می برد که باید به طور مرتب تحت مراقبتهای پزشکی قرار گیرد تا بتواند میزان نبض خود را کنترل کند . اگر میزان نبض او افزایش یابد در خطر سکته قلبی قرار می گیرد. در طول مدت بازداشتش او از مراقبتهای پزشکی برخوردار نبود٬ همسرش می گوید که در ۹ آگوست (۱۸ مرداد) او توسط پزشکان زندان در دو مورد ویزیت شد. اما در حالیکه بایستی به بیمارستان انتقال می یافت تا بستری شود، مانع می شدند."

اکنون علیرغم گذشت نزدیک به چهار ماه از حبس دوباره کامرانی در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران٬ وی اجازه گرفتن وکیل نداشته است و خانواده او اطلاعی از اتهام وی ندارند. همسر او خانم مینا اصغری بارها تهدید شده است که وضعیت همسرش را پیگیری نکند و اخبار مربوط به وی را به رسانه ها انتقال ندهد.

عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه شهید رجایی تهران٬ فعال حقوق بشر و مدافع حقوق زندانیان سیاسی آذربایجان نیز همزمان با صالح کامرانی در تاریخ ۲۷ مرداد٬ در تهران دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گشت. منزل مسکونی این فعال دانشجوئی سابق بعد از دستگیری مورد تفتیش مأمورین نیروی انتظامی قرار گرفت. با اینکه نزدیک به چهار ماه از دستگیری عباسی جوان می گذرد٬ تا کنون در مورد اتهامات او هیچگونه اطلاعاتی به خانواده او داده نشده است. برادر او یدالله عباسی جوان می گوید: چهار ماه است که مدام از ما می خواهند تا پایان یافتن تحقیقات صبر کنیم. اجازه برای گرفتن وکیل نیز نمی دهند. 

این فعال ۳۶ ساله نقده ای از زمان ورود به دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۹ـ۱۳۷۰ به صف دانشجویان هویت طلب آذربایجانی پیوست و فعالیتهای مدنی خود را آغاز نمود. عبدالله جوان به جز فعالیتهای فرهنگی و برگزاری مراسمهای گوناگون ادبی و فرهنگی در دانشگاه تهران٬ در دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان نیز همواره پیشقدم بوده است. او ضمن همکاری با گروههای فعال حقوق بشر همچون آسمک٬ از طریق ارتباط و دیدار با خانواده های زندانیان سیاسی به پیگیری وضعیت آنها کمک کرده است. عباسی جوان در شکل گیری گروهی که در جریان اعتصاب غذای دراز مدت عباس لسانی زندانی سیاسی شناخته شده اردبیلی به زندان اردبیل رفتند٬ نقش بسیار مؤثری داشت. آنها ضمن مذاکره با دادستان اردبیل موفق به دیدار با عباس لسانی شده و اورا برای شکستن اعتصاب غذای یک ماهه خود اقناع کردند.   

ایلقار مرندلی (یعقوب سالکی نیا) فعال حقوق بشر و ازبنیانگذاران کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ شب چهارشنبه نهم آبانماه توسط مأموران وزارت اطلاعات دستگیر شده است. بیش از ۴۰ روز از دستگیری او گذشته است و او هم اکنون بدون دسترسی به وکیل در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی وزارت اطلاعات قرار دارد.

ایلقار مرندلی در تأسیس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ نقشی اساسی داشته است. اولین جلسه ای که در تابستان ۱۳۸۱ با شرکت عده ای از فعالان سرشناس آذربایجانی جهت دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی تشکیل یافت٬ با تلاش ایلقار و در منزل شخصی او برگزار شد. این زمانی بود که اولین دستگیریهای دسته جمعی شرکت کنندگان کنگره ملی قلعه بابک در تبریز صورت گرفته بود. و نخستین جرقه تشکیل آسمک بعد از این گردهمایی به وجود آمد.

ایلقار مرندلی صبح پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۸۳زمانی که جهت پیگیری وضعیت یک دختر خانم دانشجوی آذربایجانی دستگیر شده توسط مأمورین٬ به اداره هشتم آگاهی تهران مراجعه کرده بود٬ دستگیر شد. با اینکه مرندلی تنها ۲ شبانه روز در بازداشت موقت به سر برد٬ با این وجود احضارها وبازجوییها در مورد فعالیتهای او در قالب آسمک همچنان ادامه داشت. همان اردیبهشت بقیه عضوهای مؤسس آسمک در کرج٬ زنجان و اورمیه نیز دستگیر شدند و این پایان فعالیت علنی آسمک٬ در داخل ایران بود.

ایلقار مرندلی ۳۴ ساله٬ اهل مرند و فارغ اتحصیل دانشگاه تبریز بوده و در زمینه چاپ و نشر و امور تبلیغاتی اشتغال دارد٬ فعالیت مطبوعاتی او از ۱۵ سال قبل آغاز شده و در نشریاتی همچون روزنامه سلام٬ فروغ آزادی و هفته نامه های عصر آزادی٬ امید زنجان٬ شمس تبریز٬ نوید آذربایجان٬ احرار و مجلاتی همچون سس٬ چاغری و یول نوشته است. ایلقار مرندلی همچنین به خاطر همکاریهایش با دانشجویان آذربایجانی در طراحی٬ چاپ و نشر بسیاری از نشریات دانشجویی معروف در حرکتهای دانشجویان آذربایجانی نیز نقشی تأثیرگذار داشته است. مقالات او در مورد هویت جوان و انسان آذربایجانی از ۱۰ سال قبل در بسیاری از نشریات آذربایجانی و نیز به صورت جزوات مستقل در شهرهای آذربایجان نشر شده است.

مرندلی همچنین عضو مؤسس خانه فرزندان آذزبایجان (آذربایجان گنجلر ائوی) می باشد. این
N.G.O از فعالترین سازمانهای غیر دولتی آذربایجانی در تهران بوده و در بعضی ازشهرهای آذربایجان از جمله مراغه و مرند شعبه دارد.

مرندلی همچنین در برگزاری بسیاری از مراسمهای سیاسی٬ ادبی و فرهنگی آذربایجانی اشتراک فعال داشته است: مراسمهای بزرگداشت ستارخان بر سر مزار او واقع در حرم شاه عبدالعظیم در شهرری در سالهای ۱۳۸۰- ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ ٬ مراسم بزرگداشت گنجعلی صباحی٬ سلسله جلساتِ "ادبیات آذربایجان در هزاره سوم"٬ سمینار میرزا حسن رشدیه و آموزش نوین و ....

ایلقار مرندلی همیشه در نوشته هایش به نقض حقوق شهروندی آذربایجانیها و فعالان سیاسی آذربایجان صریحا اعتراض کرده است. بعد از سرکوب اعتراضات خردادماه ۱۳۸۵ مردم آذربایجان او در وبلاگ خود چنین نوشت:

"آیا واقعاً آنها که گوشه چشمی به اسلام و مسلمانی شان دارند شب یکم خرداد که سر بر سجده خدایشان گذاشتند آیا یک آن از خود نپرسیدند به چه جرمی باتوم بر سر جوانی کوفتند که فریاد می کشید ذلت نمی پذیرد.

به چه جرمی گاز اشک آور به سوی مردمی پرتاب کرد که فریاد می کشید: چشم در چشم دشمنان از هویتش دفاع خواهد کرد.

گلوله بر مردمی شلیک کرد که فریاد می کشید: تورک دیلینده مدرسه، مدرسه

آیا این شعارها را پاسخی اینچنین لازم بود.

ملت آذربایجان به حق از دولتمردان خود ناامیدشده اند. این هشدار از چند سال پیش وقتی که روی بیانیه ها از دولتمردان به عنوان : "ملت بزرگ آذربایجان، مردم شریف ایران" روی برگرداند آغاز شد."

ایلقار مرندلی همچنین در زمان دستگیری سعید متین پور بر بی گناه او شهادت داد٬ بر بی گناهی او که خود روزی بر بی گناهی دوست مشترکشان رضا عباسی شهادت داده بود:

"اکنون نوبت ماست شهادت بدهیم که  سعید به خاطر آنچه که ما از آن دفاعش می کنیم در زندان است. سعید به خاطر آنچه که ما در آرزوی دست یابی به آن هستیم در زندان به سر می برد.

سعید را در دوم اسفند ۱۳۸۵ در بازار زنجان به همراه بیش از ده تن از جوانان دیگر از جمله جلیل غنی لو با ضرب و شتم بازداشت کردند. روزی که به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شده بود.

اکنون نوبت ماست شهادت بدهیم به صداقت صادقانه سعید از روی نوشته ها و رفتارش.

اکنون نوبت ماست شهادت بدهیم به اینکه چرا سعید بیش از یک سال بیکار مانده است.

اکنون نوبت ماست شهادت بدهیم که سعید به هنگام بازداشت در دوم اسفند ماه پارسال و در بازجویی اش مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

اکنون نوبت ماست شهادت بدهیم به اینکه سعید جوانمردانه در مقابل درخواست های فراقانونی ایستاد.

اکنون نوبت ماست تا شهادت بدهیم به اینکه سعید سعی وافری در برقراری عدالت دارد.

اکنون نوبت ماست که شهادت دهیم ..."

 

و اکنون نوبت همه ماست که مدافعین حقوق انسانها را دفاع کنیم. آنها به جرم گفتن و نوشتن آنچه که به ناحق بر اهالی این مرز و بوم می رود در حبس هستند. آنها به خاطر ابراز عقیده خود و دفاع از کسانی که عقیده ای دارند٬ اسیر شده اند. آنها زندانی وجدان هستند.  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:44  توسط رضا عباسی  |