<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آیسا</title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/</link>
<description>سیاسی اجتماعی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 15 Aug 2009 07:42:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فرجام توهم &quot;خود برتر بینی&quot;</title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;حکومتهای ظالم و مستبد به اوهام مختلفی دچار می گردند.یکی از آنها &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;توهم&quot;خود برتر بینی&quot;است بدین ترتیب که حاکمان مستبد در مواجهه با &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;مخالفان تمامی امکانات سخت افزاری خود را جهت تحت فشار قرار دادن آنان &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;بکار می گیرند و چنان عرصه را بر ایشان تنگ می کنند که حتی نیازهای &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;اولیه و بیولوژیک آنان نیز به خطر می افتد.در چنین شرایط طاقت فرسائی &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;مخالفان به ناچار بر مواضع قبلی خود پافشاری نمی کنند و حتی در مواردی &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;نیز مجبور به عقب نشینی می گردند.اینجاست که حاکم دچار این توهم می &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;گردد که لابد منطق و استدلال وی چنان قوی است که مخالفان را مجبور به &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;تسلیم شدن می کند.دستگاه تبلیغاتی حکومت نیز سعی می کند به افکار &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;عمومی چنان وانمود کند که هر چه منطق و صداقت و انصاف و جوانمردی و &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;انسانیت هست همه و همه فقط در وجود حاکمان است و مخالفان مشتی &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;افراد بی منطق و نا پاک هستند که هیچ بویی از منطق نبرده و در صدد &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;ضربه زدن به کشور و مردم هستند....&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;خلاصه!این روند به کجا ختم می شود؟برای پاسخ به این پرسش شاید بد &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;نباشد که به تاریخ مراجعه کرده و فرجام حکومتهائی که به شیوه مزبور &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;حکمرانی کرده اند را مشاهده نماییم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Aug 2009 07:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«نمی‌دانیم چه متونی را امضاء کرده است»</title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=Arial size=4&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;پس از گذشت بیش از دو ماه از بازداشت جعفر ابراهیمی ، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه زنجان ، از فعالان صنفی معلمان و دبیر آموزش و پرورش در شهرستان شهریار، نه خانواده ، نه وکیل و نه حتی خودش، هیچ‌کدام از اتهامی که به او زده شده مطلع نیستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;گروهی از فعالان حقوق بشر در ایران می‌گویند وی به دلیل فعالیت‌های صنفی بازداشت شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;اما پس از ملاقات روز دوشنبه برادرش با او، گفته شد که این دبیر آموزش و پرورش زیر متونی را امضاء کرده است. اما اعضای خانواده او می‌گویند هنوز روشن نیست این متون دقیقا چیست و او در پی فشارهایی که در محیط زندان بر او وارد شده، آن‌ها را امضاء کرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;وحید ابراهیمی، پسر عموی جعفر ابراهیمی در این مورد به رادیو فردا می‌گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;ما دوباره با او ملاقات داشتيم و گويا در ۲۵ روز اول هم از نظر جسمی و هم از نظر زبانی خيلی او را اذیت کرده‌اند و مجبور شده چيزهايی را امضا کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;در ضمن بعد از ۱۰ روز که در بند عمومی بوده، دوباره او را به انفرادی بازگردانده‌اند و حال و روز خوشی ندارد و متاسفانه هيچ تماسی هم نگرفته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;ما به شدت از نظر جسمی نگران او هستيم، چون هم ديسک گردن و هم مشکل گوارشی دارد و البته اين شکنجه های روحی و جسمی ماندگار است و اين برای ما بسيار مهم است که او را شکنجه نکنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;برای او دادگاهی تشکيل شده است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;نه، هنوز تاريخ دادگاه مشخص نيست. ما هر بار می‌پرسيم که پرونده او در جريان است يا نه و روز دادرسی چه زمانی است؟ اما جوابی نمی‌دهند و فقط می گويند در حال بازجويی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;آيا شما با آقای جعفر ابراهيمی، معلم بازداشت شده، فاميل هستيد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;بله، من پسر عموی او هستم و مدتی است که در تهران با هم زندگی می‌کنيم و من از تمام کار و وضعيت جعفر خبر دارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;آقای جعفر ابراهيمی چگونه بازداشت شده است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;او برگه دانش آموزان را تصحيح کرده بود و در تاريخ ۲۰ خرداد، زمانی که به مدرسه می رفت تا نمره های را اعلام کند، جلوی در مدرسه در شهريار بازداشت شده است و بعد او را به منزل آورده اند و وسايل شخصی ما از جمله کامپيوتر، سی دی ها، موبايل، سيم کارت و حتی دفترچه اقساط من را هم برده اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;وقتی من به خانه بازگشتم هيچ کدام از وسايل شخصی ما باقی نمانده بود، فقط يک برگه زده بودند که وسايل را ما با حکم برده ايم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;برای بازداشت آقای جعفر ابراهيمی حکم داشتند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;بله حکم داشتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;او را به چه جرمی بازداشت کرده اند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;هنوز هم جرم او را نمی دانيم، ولی جعفر فعال حقوق صنفی معلمان بود و اکنون از طريق آقای بداغی، دبير کانون صنفی، مسئله پيگيری می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;اکنون بيش از دو ماه از بازداشت آقای ابراهيمی می گذرد. هنوز مشخص نشده چرا در زندان است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;متاسفانه به ما هيچ چيز نمی گويند. روز دوشنبه هم که جعفر ملاقات داشته، گفته که هيچ چيز مشخص نيست و به من می گويند بازجويی ۲۰ روز اول اشتباهی بوده است و دوباره بايد بازجويی کنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;آيا آقای ابراهيمی گفته زير چه چيزی را امضا کرده است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;چشم جعفر ضعيف است و در سلول های انفرادی حق استفاده از عينک وجود ندارد و نمی دانيم بدون عينک چه چيزی را امضا کرده، ولی ظاهراً زير شکنجه و فشار اين کار را انجام داده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;آقای ابراهيمی وکيل دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;بله، وکيل او آقای (محمد) اوليايی فرد است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;نظر آقای اوليايی فرد چيست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;در جمهوری اسلامی بعد از بازداشت بايد تاريخ دادرسی مشخص شود و سه روز قبل از آن وکيل می‌تواند از موکل امضا بگيرد و از نظر قانونی وکالت را به عهده بگيرد. آقای اوليايی فرد اکنون در حال پيگيری وضعيت جعفر است، اما حق ملاقات با او ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;مگر اين که قبل از بازداشت شما پيش‌بينی کرده و برای خود وکيل تعيين کرده باشيد. اما اکنون می‌گويند جعفر بايد برگه وکالت را امضا کند، ولی اصلاً اجازه نمی‌دهند او با وکيل ديدار کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;خانواده آقای ابراهيمی پی‌گير وضعيت او هستند يا شما؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;پدر و مادر جعفر در قيد حيات نيستند و بقيه خانواده هم در شهرستان زندگی می‌کنند و تمام پی‌گيری ها به عهده من است. خواهر و برادر او يک هفته از صبح تا ظهر می‌رفتند دادگاه و بر می‌گشتند و می‌گفتند اصلاً ما را راه نمی‌دهند. آنها برای پی‌گيری به تهران آمده بودند و يک هفته جلوی دادگاه انقلاب بودند، ولی اصلاً نتوانستند با قاضی صحبت کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;شما آخرين بار چه زمانی آقای ابراهيمی را ملاقات کرديد و وضعيت او چگونه بود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;به من اجازه ملاقات نمی دهند و بيشتر برادر او برای ملاقات می آيد. آخرين ملاقات آنها دوشنبه همين هفته بود و جعفر از نظر روحی و جسمی وضع مساعدی نداشته و اين مسئله را با برادر خود مطرح کرده، طوری که برادرش به من گفت حال جعفر اصلاً خوب نبود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;من با آقای اوليايی فرد چند بار تماس داشتم. به ما گفتند بايد دوباره برويم جلوی دادگاه انقلاب و از آقای حيدری فر وضعيت را بپرسيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;ما خيلی نگران هستيم. آيا وقتی يک آدم بخواهد از حق خود به عنوان يک معلم دفاع کند، جايش در زندان است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;من با جعفر به عنوان برادر زندگی کرده ام و نمی دانم بايد چکار کرد. اگر برويد به عنوان يک معلم از دانش آموزان جعفر سؤال کنيد، اگر بفهمند او را بازداشت کرده اند حتماً گريه‌شان می گيرد. آخر انسان به اين خوبی به چه اتهامی بازداشت شده است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Aug 2009 06:55:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در وصف این روزها</title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;گرچه ما نمیدانیم هجه ی الفبا را&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;عاشقانه می خوانیم نغمه های فردا را &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;دسته دسته خفاشان با دو دست خون آلود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;فاتحانه می بافند تار و پود یلدا را&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;وقت آن شده است اینک روح عاشق چوپان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;از زمانه برگیرد انتقام سارا را&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Jun 2009 14:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدرسه عدالت</title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;برگرفته از وبلاگ&quot;هم چو آب&quot;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;. . .  نماز خانه ی مدرسه ی دختراته ی عدالت
و  مهماني  افطاري ، هياهوي با هم بودن هم كلاسي ها  ، لذت افطار  يك روز
 روزه ي كودكانه ، لذت با هم خوردن ، لذت روزه داري  و . . .&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;. . . ولي در گوشه اي  آ يلين  ، 
دختري  با  صورتي گرد و سفيد  كه   چشمان  درشت  سبز رنگش دوازده بهار
زندگي را ترنم مي كند ، هنوز تنها سيخ كباب كوبيده اش را تمام نخورده است
و با نصفه ي باقي مانده ي آن  ( بازي من يا او ! !! ) راه انداخته ،  لحظه
اي دور ازچشم  هم كلاسي ها تكه ي كباب پيچيده در نان را در جيب كوچك مانتو
اش مي گذارد . &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;خانم مدير  : آيلين ؟  چرا ؟ . . .&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;معلم آيلين ، كه كمي دورتر چشم از آيلين  برنمي چيند
 و  قطره ي اشك گونه اش را تر كرده ، در اين فكر است كه خواهر كوچك آيلين 
که کنار سفره ی خالی افطار پدر خواب رفته است  نيز ساعتي ديگر لذت يكباره
ي كباب كوبيده را  از دست خواهرش  مي چشد .&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اما آيلين باز هم گرسنه ، اين بار سخت تر ودر كنار سفره ي رنگين تر . . .&lt;/strong&gt;  &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;و  نام  ( مدرسه ی &lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;عدالت&lt;/font&gt; ) بر سر در مدرسه  چه زیبا روشن و خاموش می شود .!!!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 13 Mar 2009 07:59:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز جهانی زبان مادری از نگاه دویچه وله</title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری است. یونسکو برای حراست زبان‌های تحت فشار از دولت‌ها خواسته است که به حقوق این زبان‌ها احترام بگذارند. ایران به عنوان کشوری با تکثر زبانی، آیا به این درخواست یونسکو پاسخی داده است؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هر ساله در آستانه روز جهانی زبان مادری، در ایران و در خارج از کشور، فراخوانی برای جمع‌آوری امضا برای تدریس و به‌رسمیت‌شناختن زبان مادری اقوام انجام می‌شود. امسال (۲۰۰۹) برای نخستین بار، هزاران نفر این طومار را در داخل کشور امضا کرده‌اند. در میان امضا کنندگان می‌توان نمایندگان قشرهای مختلف، دانش‌آموزان مدارس، دانشجویان، استادان دانشگاه، روزنامه‌نگاران و کسبه را مشاهده کرد. کارشناسان هشدار می‌دهند، بی‌توجهی مسئولین کشور به درخواست‌های قانونی این اقشار، می‌تواند پیامدهای زیانباری در درازمدت به همراه بیاورد. &lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Feb 2009 16:26:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فاتحان دروازه های بدون دروازه‌بان(نقدی به جناب خسرو معتضد) </title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;مدتی است که همه روزه بعد از بخش 30/20 برنامه‌ای تحت عنوان «پلی به گذشته» از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود. این برنامه در حقیقت تریبونی است انحصاری در اختیار جناب « خسرو معتضد» تا ایشان بصورت متکلم وحده به بررسی و واکاوی رویدادهای تاریخ معاصر ایران بپردازند.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;در چند روز اخیر بحث &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Feb 2009 11:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تهدید تلفنی سعید نعیمی عضو شورای سیاست گذاری سازمان دانش آموختگان </title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=right&gt;
&lt;DIV class=date style=&quot;PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;&lt;B&gt;جمعه، 6 دی 1387&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=storyText id=story&gt;&lt;A id=viewpost.ascx_entry_hypAuthor&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P align=justify&gt;ادوارنیوز:سعید نعیمی عضو شورای عالی سیاست گذاری سازمان دانش آموختگان مورد تهدید تلفنی افرادی که خود را ماموران امنیتی معرفی می کرده اند قرار گرفته است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش ادوارنیوز،افرادی که خود را ماموران امنیتی معرفی می کرده اند در تماس با آقای نعیمی با لحن بی سابقه ای اقدام به تهدید، توهین و فحاشی به وی و خانواده وی کرده اند. &lt;BR&gt;تهدید تلفنی این عضو شورای سیاست گذاری سازمان دانش آموختگان درحالی است که سیستم ارسال پیام کوتاه برخی دیگر از اعضای سازمان دانش آموختگان که از نیمه آذرماه قطع شده است،همچنان با اختلال مواجه است. &lt;BR&gt;گفتنی است سیستم اس ام اس ده ها تن از فعالان دانشجویی از نیمه اذرماه به مدت بیش از دوهفته بدون دلیل خاصی قطع،و در ابتدای دی ماه وصل شده است.&lt;/P&gt;                                                                                                                                           &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 27 Dec 2008 13:49:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.....و کم کم دارد باورم می شود</title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>چهلم &lt;FONT size=5&gt;مهندس امانی&lt;/FONT&gt; هم گذشت.....مطالبی راجع به مهندس نوشتم که بزودی رو وبلاگم می ذارم.......</description>
<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 16:33:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بر گرفته از وبلاگ تورپاغیم</title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099 size=5&gt;اولاجاقدير بیر زامان&lt;BR&gt;توركون ده مدرسه سی&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;مدرسه ده موعلليم&lt;/STRONG&gt; / در مدرسه معلم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;يئنه دؤيدو اليمدن&lt;/STRONG&gt; / باز هم زد به دستم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;باشارماديم فارسينی&lt;/STRONG&gt; / فارسی را بلد نشدم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;ايراد توتدو ديليمدن&lt;/STRONG&gt;  / از زبانم ایراد گرفت&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دئديم: آغا موعلليم&lt;/STRONG&gt; / گفتم آقا معلم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;وورما، گؤينه دی اليم&lt;/STRONG&gt; / نزن دستهایم کبود شد&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;نه دير آخی گوناهيم؟&lt;/STRONG&gt; / گناه من مگر چیست؟&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;توركجه دیر منيم ديليم&lt;/STRONG&gt; / زبان من تورکی است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;ياپيشدي قولاغيمدان&lt;/STRONG&gt; / گوشم را گرفت&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دئدی: بوراخ توركونو&lt;/STRONG&gt; / گفت تورکی را رها کن&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;او قالدی ائوينيزده&lt;/STRONG&gt; /  آن در خانه تان ماند&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اونوت گئتسين كؤكونو&lt;/STRONG&gt; / اصل و نسبت را فراموش کن&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اؤيره نمه سن آب – بابا&lt;/STRONG&gt; / اگر آب بابا را یاد نگیری&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آچاجاقسان الينی&lt;/STRONG&gt; / باید دستت را باز کنی&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;كؤتك يئيه ندن سونرا&lt;/STRONG&gt; / بعد این که کتک خوردی&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اونودارسان ديلينی&lt;/STRONG&gt; / زبانت را فراموش می کنی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;سنين هاران توركدور؟&lt;/STRONG&gt; / کجای تو تورک است؟&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آذريسن ، آذری&lt;/STRONG&gt; / آذری هستی تو آذری&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;كيم اؤيره ديب دير سنه&lt;/STRONG&gt; / که یادت داده &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بئله يانليش سؤزلری؟&lt;/STRONG&gt; / این حرفهای غلط را&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آخدي گؤزومون ياشی&lt;/STRONG&gt; / اشک از چشمانم سرازیر شد&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;تيتره دی ديل – دوداغيم&lt;/STRONG&gt; / لرزید زبان و دهانم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بئله يالان سؤزلره&lt;/STRONG&gt; / این حرفهای دروغ را&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اينانمادی قولاغيم&lt;/STRONG&gt; / باور نکرد گوشهایم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آنام منی اويدورماز&lt;/STRONG&gt; / مادرم مرا گول نمی زند&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آتام منی آللاتماز&lt;/STRONG&gt; / پدرم به من کلک نمی زند&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بو سؤزلرين هئچ بيری&lt;/STRONG&gt; / این حرفها هیچ کدام&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;منيم عاغليما باتماز&lt;/STRONG&gt; / به عقلم جور در نمی آید&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;نييه منيم آديمی&lt;/STRONG&gt; / چرا اسم مرا &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;سوروشمايير اؤزومدن&lt;/STRONG&gt; / از خودم نمی پرسد&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;نييه سؤزون دوزونو&lt;/STRONG&gt; / چرا حرف راست را&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اوخومايير گؤزومدن&lt;/STRONG&gt; /  نمی خوانَد از نگاهم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;هركس يالان دانيشسا&lt;/STRONG&gt; / هر کس که دروغ بگوید&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آللاهين دوشمانيدير&lt;/STRONG&gt; / دشمن خداست&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;من كی يالان دئميرم&lt;/STRONG&gt; / من که دروغ نمی گویم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بو اونون يالانيدير&lt;/STRONG&gt; /  این دروغِ اوست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;لايلای دئييبدير آنام&lt;/STRONG&gt; / مادرم لالای می گفت&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;منه بئشيكده توركجه&lt;/STRONG&gt; / در گهواره به تورکی&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دانيشميشيق هاميميز&lt;/STRONG&gt; / همه حرف زدیم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;ائوده – ائشيكده توركجه&lt;/STRONG&gt; /  به تورکی هم در خانه هم در بیرون&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;نه دن گرك يازماياق&lt;/STRONG&gt; / چرا ننویسیم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;ديليميزی كيتابا؟&lt;/STRONG&gt; / زبانمان را در کتاب&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;مدرسه ده نه اوچون&lt;/STRONG&gt; / به چه دلیل در مدرسه&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;گلمه يك بيز حئسابا؟&lt;/STRONG&gt; /  ما را به حساب نیاورند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;هئچ عاغليما سيغمايير&lt;/STRONG&gt;/ هیچ عقلم قد نمی دهد&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;نه دير بونون جاوابی&lt;/STRONG&gt; / جواب این چیست&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;سو يئرينه اوخويام&lt;/STRONG&gt; / به جای سو&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;مدرسه ميزده آبی&lt;/STRONG&gt; /  در مدرسه بگویم آب&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;يقين كؤتك يئمزديم&lt;/STRONG&gt; / مطمئناً کتک نمی خوردم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اوخوسايديم ديليمی&lt;/STRONG&gt; / اگر به زبان خودم تحصیل می کردم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;گؤينه رتيدن سيخمازديم&lt;/STRONG&gt; / از سوزش آن نمی گذاشتم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;قولتوغوما اليمی&lt;/STRONG&gt; /  دستهایم را به بغلم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;قوی بؤيويوم بير اؤزوم&lt;/STRONG&gt; / بزرگ که شدم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اولاجاغام موعلليم&lt;/STRONG&gt; / من هم معلم می شوم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اوندا چوخ ايش گؤره جك&lt;/STRONG&gt; / خیلی کارها انجام خواهد داد&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بو گون گؤينه ين اليم&lt;/STRONG&gt; /  این دستهای کبود شده ام&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;كيلاسيمدان گله جك&lt;/STRONG&gt; / طنین کلاس من &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;ائليميزين اؤز سسی&lt;/STRONG&gt; / صدای ایل و تبار خودم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اولاجاقدير او زامان&lt;/STRONG&gt; / خواهد بود آن زمان&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;توركون ده مدرسه سی&lt;/STRONG&gt; / برای تورک هم مدرسه ای ...&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Nov 2008 14:48:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پيام تسليت آداپ بمناسبت درگذشت آقاي  غلامرضا اماني و برادرانش آقايان جعفر و کريم اماني</title>
<link>http://aysa57.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;IMG src=&quot;http://i36.tinypic.com/mwslsx.jpg&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 12pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;از طرف انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان در ايران (آداپ)، درگذشت مهندس غلامرضا اماني و دو برادرش آقايان جعفر و کريم امانی در صبح روز ۲۴ اکتبر ۲۰۰۸ در آذربايجان ايران را عميقا&quot; تسليت میگویم.&lt;?XML:NAMESPACE PREFIX = O /&gt;&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 12pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مهندس اماني در ميان نسل جديد فعالان آذربايجانی، فعالی منحصر به فرد بود که در دوران سالهای متمادی زندان، متحمل سختي ها و شکنجه های باور نکردنی گرديده اما عليرغم همه آنها به فعاليت خود ادامه داد. تلاش هاي خستگي ناپذير مهندس امانی راهگشای جوانان زيادی از نسل جديد بود که بصورت مسالمت آميز برای حقوق مدنی و انسانی خود مبارزه می کنند.&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 12pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مهندس غلامرضا اماني در سال ۱۹۹۶ در رشته مهندسي کشاورزی از دانشکده کشاورزی دانشگاه تبريز فارغ التحصيل شد اما هيچ وقت دولت به وی اجازه نداد تا در رشته تخصصي خود به کار پردازد. وی تمام تلاش و وقت خود را وقف خدمت به زبان و حقوق فرهنگي و انساني آذربايجاني ها و ديگر اقليت های غير فارس در ايران نمود. وی به خاطر فعاليت های خود به دفعات بازداشت گرديد  و نزدیک ۵ سال در زندان به سر برد. او به صورت يک فعال مورد احترام، سخنران و هماهنگ کننده اجتماعات، سختی ها را با بردباری تحمل کرد اما هیچگاه تسليم نشد.&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 12pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;درگذشت مهندس اماني يک فقدان بزرگ براي خانواده وي و ملت و جامعه فعالان آذربايجاني است. ما مجموعه فعالان حقوق آذربايجاني ها در محدوده (آداپ) و خارج از آن، از دريافت اين خبر بهت زده و غمگين هستیم. حرکت ملی آذربايجان يک مرد جسور در افق بیکران تاريخ آذربايجان را از دست داد. شجاعت، وفاداری و افق نگاه وی در قلب های ما زنده ميماند و الهام بخش ما خواهد بود تا تلاش های خود را برای دموکرسی، آزادی بيان و حقوق بشر ادامه دهيم.&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 12pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اگر چه وی از ميان ما رفته است اما این شعله همچنان به درخشش خود ادامه خواهد داد.&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 12pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فاخته زمانی&lt;BR&gt;دبير انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان در ايران&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=TR dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;-&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=TR style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آداپ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;۲۶&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; اکتبر ۲۰۰۸&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Oct 2008 15:22:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aysa57&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>aysa57</dc:creator>
<guid>http://aysa57.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
